تبلیغات
خاطرات سپید من - دلتنگی
درباره وبلاگ

من مسئول حرفی هستم که میزنم
نه چیزی که تو برداشت میکنی
مدیر وبلاگ : fa fa
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
* * آسایشگاه خیره کهریزک




خاطرات سپید من
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من
1390/06/8 :: : fa fa       

اوست اول

این دل درب و داغونم دیگر حوصله دری وری های بی مزه یه ذهنم را نداره 

میدانم این دری وری ها برای همه تان كه نه برای حد اقل یكی و اندی تان خنده دار بود

جایتان خالی این روزها اینقدر سوتی های كلماتی و جمله ای میدهم كه نمی دانید اما

دیگر بعد از گفتنش صدای خنده ام به  قهقرا نمی رود

در این وادی زمانی

نوشتن  این خنده ها سخت ترین بازی با كلمات دنیا ست برایم 

وقتی كه  غم حوالی دلم را گرفته خندیدن و خنداندن سخت است

زندگی من جدیدا یك دكمه دارد به اسم 

نمی دانم من میزنم یا خودش از درصد هوشیاری بالا یی برخوردارا ست كه زده میشود pleonasm

ولی بد جوری روی اعصاب نداشته مان راه میرود و نمی گذارد دیگر به ان چیزهایی

كه روزی تمام ذوق و شوقمان بود  فكر كنیم و با خود و خیالات خود سرگرم باشیم

آخرین بار یادم می آید ساعت 3 بود  نمی دانم چقدر زمان را گذراندم به پای گوش دادن

 (كنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه)

فقط میدانم دیگر حالم به هم میخورد از این اهنگ

حالا كه فكر میكنم میبینم حالم از خیلی چیز ها به هم میخورد

از بزرگ شدن

از فاصله گرفتن از خیلی چیز ها كه زمانی اخرین نقطه هیجان بود

 مثلا  روزهایی كه میتوانستم سوار تاب بشوم و پایم را به بلند ترین شاخه درخت توت برسانم تنگ شده

 من دلم تنگ شده  برای آن روزها چون دیشب كه رویه تاب نشسته بودم

 تا كمی تند تر شد قلب در جایش آرام و قرار نداشت

مثلا برای  مشق نوشتن و دیكته شب نوستن یادش بخیر

 دیكته را خودم از روی كتابم مینوشتم و زیرش یك 20 كله گنده میزدم

یا برای پریدن تویه چاله  آب گل كه تمام قیافه ام  گلی شود

برای بالا رفتن از سر سره از این طرف دیگر  و دعوا با بچه های كوچیكتر

و برای بلند بلند خندیدن تویه كوچه و بازار و خندیدن دیگران به خنده هایمان 

 

 

وحالا اینها  مسخره ترین دلیل برای خندیدنم است

حالم به هم میخورد

از نگاههای مزخرفی كه نمی دانم از سر چیست/دلسوزی؟محبت؟ترحم؟خیانت؟

 یا شاید هم فقط برای زخم زدن به  دل پر از زخمت

از حرفهایی كه نمی دانند چگونه در دهان بچرخند تا درست بیان شوند

از درد دلهای مسخره یه یك نفر كه یك جفت گوش مفت گیر آورده

یك كلام بگوم

حالم به هم میخورد از هر چه در این زندگی به مزاجم خوش نمی آید

دوست دارم اورست را تنهایی فتح كنم به آن بالا كه برسم عربده بزنم

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااا اینجا را بام دنیا میگویند حالا كه ۸۸۸۲  متر

 به تو نزدیك تر شده ام دستم را بگیر رهایم كن از هر چه آزار و زخم زبان است

رهایم كن از این كوه مشكل ودرد كه رو به رویم  است و توان فتح كردنش را ندارم

 دوست دارم داد بزنم و خدا برای من بخواند:

سر بده آواز حق حق  خالی كن دلی كه تنگه گریه كن گریه قشنگه

خدا میخوانی برای دل پر از دردم؟

خدا این همه راه را آمده ام تنهایی كه با تو حرف بزنم

دلم میگیرد اگر بگویی

شما؟

دلم میگیرد اگر نشناسی مرا

باری تعالی حق داری اگر نشناسی  من هم خودم را دیگر  نمی شناسم

 

 این روزها حسابی گرفتارم و درگیر عروسی خواهر شوهرم  و خواهر خودم و خودم

   اینه  كه  وقتی برای اومدن به نت  نذاشته  شاید تا بعد عروسی خودم هم نتونم آپ كنم خلاصه

         نزارین    به پای این كه چون معروف شدم  كلفت شدم نهههههه خیلی گرفتارم

      تنهام نزارین از اون آرزو های قشنگتون جند تاشم  واسه ما در گوش خدا بگین

گوگل ریدرم خودش با پای خودش اومد سر جاش

 هر وقت دلی و شكستی یه میخ بزن به دیوار هر وقت دلشو به دست آوردی

       اون میخ و از دیوار بكش ولی میبینی كه رد میخت هنوز رو دیوار مونده

 چند ماه دیگه سوتر وومن نهایت سعیشو میكنه سوتر وومن قدیم باشه  رویه قولم حساب كنبد

 در های رحمت الهی هم داره بسته میشه روزه داران گرامی لا در نمونین

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30