تبلیغات
خاطرات سپید من - خاطرات مسافرت1
درباره وبلاگ

من مسئول حرفی هستم که میزنم
نه چیزی که تو برداشت میکنی
مدیر وبلاگ : fa fa
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
* * آسایشگاه خیره کهریزک




خاطرات سپید من
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من
1388/07/23 :: : fa fa       

اعوذو بلله منم شیطان رجیم

حالتون خوبه؟

به من چه خوب مگه من روانپزشکم که حالتونو میپرسم

در کل یک 25/6/7/8/9.10/11  هووووووووووووووو

همش 30روز نبودم 30 روزم در دنیا میشه 1 ماه بقیش بماند که ماه 31 روزی هم داریم 29 روزی هم داریم

داری خیلی وارد حاشیه میشییییییی هاااااااااااااااااااا

ای دل غافل چیکار کنیم دیگه داریم یه جوری داریم با شرایط جدید کنار میایم(غلط کردی مثل چی بدت میاد)

یعنی مجبوریم دیگههههههه  یه هفته بعد از وورود به این شرایط اعصلاب

مامان و بابا و آبجیا بد جوری به هم ریخت یه سفر زیارتی سیاحتی توپ رفیتم

جایه همه خالی بود

گویا بعضی ها فهمیدم ما قم میریم دنبالمون اومدن

کور خوندی عمرن اگه لنگمو پیدا کنی

کلی هم عکس گرفتم ولی اصلا حوصله ندارم بزارم یعنی اصلا حوصله ندارم بزارم

یعنی اصصلا حوصله ندارم میفهمی که اصلا حوصله ندارم

ایشالا میزارم  حوصلم که بیاد سر جاش به رویه چشمممم

در ضمن دوستانی که در نبود من حسابی دور برداشته بودن جایه خودشونو بدونن ها

یه موقع یه چی نگم رفاقت 3/4 سالمون خراب شه ها

آخ که چقد هم دلم برایه آتنا و دختر عمو پسر عمو ها و کل کل ها وو دادو بیدادا تنگ شده

از پشت صحنه اشاره میکنن گویا تصاویر مسافرت آماده یه پخشه

میریم ادامه یه مطلب و تصاویر رو میبینیممممم

 

 

اینجوری بگم براتون که وقتی حرکت کردیم ابتدا رفتیم نیشابور یه شب اونجا بودیم و بعد از سبزوار رفتیم به سمت تهران به شهرایه بین راه کاری ندارم به تهران هم فعلا کاری ندارم از شهر ری بگم براتون با این که بارها اومدم تهارن ولی مرقد امامزاده عبدالعظیم نرفته بودم وای که چه فضاش منو گرفته بود روحانیت و معنویتش به قدری منو مجذوب کرده بود که تا چشمم به مرقدشون افتاد بغضم کردم من خیره شده بودم به زریحشون و متاسفانه مامان و آبجیام منو یادشون رفت و من یه نیم ساعتی گم بودم خوشبختانه اونجا گوشی هم آنتن نداشت و یه دل سیر گریه کردم تااین که آبجیم منو پیدا کرد البته با عصبانیت کامل

تازه بهم گفت بی فکر سر به هوا

میگم بمونیم هنوز قشنگه اینجا میگه نمیریم بریم بقیه امام زاده هاشم ببینیم گفتم مگه بازم داره یه دونه امام زاده طاهر داشت و یه امام زاده حمزه

به ترتیب عکس امام زاده هارو میزارم

اول امام زاده  عبد العظیم

اولین چیزی که تویه صحن دیدم آبخوری هاش بود

 

آبخوری هایه صحن

اینم صحن و گنبد هاش

و بعد هم ضریحشون

البته اینجا عکس گرفتن ممنوع بود اما شرمنده قانون و زیر پا گذاشتیم آخه دلم نیومد بیدون عکس از اینجا برم

ضریح حضرت عبد العظیم

اینجا خودمو چسبوندم به ضریح چادرمو باز کردم اینو گرفتم وقتی بر گشتم آبجیام از خنده روده بر شده بودن

میگن از پشت شده بودی مثل اینایی که میچسبن به ضریح تا حاجتشونو نگیرن ول نمی کنن ضریحو

داخل ضریح

این هم نمایه بیرون ضریحححح

اینم راه رویی که میرفتیم امام زاده طاهر متاسفانه از خود ضریح و ضریح امام زاده حمزه نتونستم عکس بگیرم

ماموراش  بد جور مواظب بودن فقط از اینجا گرفتم که واقعا آرامش بخش بود

یه سردرد سگی نزدیک به اون ور میگرن داشتم اینجارو که دیدم عین خر ذوق زده شدم

سر دردمم خوب شد دو رکعت نماز خوندم اینقد سبک شدم که نگو

(تالار آرامش)راه رویه بین امام زاده عبد العظیم و امام زاده طاهر

 

خوب این پست فعلا بسه  چون شاید سرعت بقیه کم باشه دیر بالا بیاد 

بقیه عکسها تو پستایه بعدی





نوع مطلب :
برچسب ها :