تبلیغات
خاطرات سپید من - پیاده میشم
درباره وبلاگ

من مسئول حرفی هستم که میزنم
نه چیزی که تو برداشت میکنی
مدیر وبلاگ : fa fa
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
* * آسایشگاه خیره کهریزک




خاطرات سپید من
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من
1388/11/18 :: : fa fa       

 

این یه پست کاملا متفاوته

 واقعا از درون ناراحت شدم و به خاطرش گریه کردم

فقط یه آهنگه   حتما حتما اونایی که میتونن دانلود کنن

متن این اهنگ رو تو ادامه مطلب گذاشتم

برای دانلود رویه این شکل راست کلیک کنید و  save target

 

اینم لینک مستقیم آهنگ

http://hastijon.persiangig.com/audio/12.Yas%20-%20Piadeh%20Misham.wma

منبع:وبلاگ  هستی وروجک

 

صورت  خسته نگران و بی آرامش و مریض

   که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ

زخمی از خاظرات تلخ دیروز

چشم می دوخت به خیابون سرد بی روح

با تحمل سنگینی نگاه آدما

     ادامه میداد او به راه ناتمام

و اولین بار برای آخرین راه بهتر بگم که آخرین چاه

تنها ، دودل ،  تو فکر و با تعجب

دنبال چی بود پول یا توجه

تو روزگاری که هرکسی دنبال آشناست

دخترک میگرده پی یه فرد ناشناس

که از اون غریبه ها  یه عده مائیم

آروم اشاره زد که شیشه تو بده پائین

      فقط  می تونیم امشب با تو باشیم و بس

     این و گفت و نشست و در ماشین و بست !

پسر می خواست سر صحبت و وا کنه زود

تیکه مینداخت منتظر واکنش بود

ولی دخترک صداشو نمی شنید 

 تو دنیایی بود که به سادگی نمیشه دید

دیدی که بعضی وقت ها بغضی تو گلوته

نمی خوای گریه کنی جلو کسی که پهلوته

هی ،  امان از این زمان

زمانی که دیگه برد توان از این زبان ...

بی همراه و بیهوده رهسپار این راه بی نور و هم صدا

سپرده خود را به دست باد اسیر زندون لحظه ها

تو دلش دردای بیکران خسته ازحرف های دیگران

اسیر  مردای بی مرام و اشک میباره باز ...

پسر گفت لعنت به این بخت  بد

خونه ما می مونه واسه وقت بعد

سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری

اگه پایه ای می تونیم خونه دوستم بریم

خوب حاضری با دونفر باشی یا نه ؟

معلومه که رفتار دخترک ناشیانست

سوال تکرار شد حاضری باشی یا نه ؟

بعد دختر به فکر یک شب و یک آشیانست ...

گفت بریم من که همه چی رو از دم باختم

گناهش پای اونا که من و پس انداختن

عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه

پی محبت میگرده توی آغوش غریبه

تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود

جای عشق ، فحش و مشت و زیر چشم کبود

پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه

فقط زورش میرسه به دختر ظریفش ...

با خودش گفت پشتم به کیا قرصه

خونوادم اونارو خدا بیامرزه

اون موقع کی بود احترام به حرفاش بزاره

حالا مجبوره که تنش رو به حراج بزاره

بی همراه و بیهوده رهسپار این راه بی نور و هم صدا

سپرده خود را به دست باد اسیر زندون لحظه ها

تو دلش دردای بیکران خسته ازحرف های دیگران

اسیر  مردای بی مرام و اشک میباره باز ...

ببین تو این قصه هارو می شنوی و میری

بعد چند بار  شنیدن ازش می گذری و سیری

این یه دردیه که به خیلی ها بوده مربوط

کوه غم بود ولی یه نور انبوه پشت کوه ِ واسه ناامیدی زوده هنوز

کاری ندارم به این که کارش خلاف شرع ِ

ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطِ

وگرنه یه روح که تو جسمی سواره

چطور تو آغوشی بره وقتی حسی نداره

تو این روزگار دردناک و سیاه بی شرم

ای کاش بگه نگه دار من پیاده می شم

راه برای ادامه دادن زیاده بی شک

ای کاش بگه نگه دار من پیاده می شم ...

                                                                " یاس "





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30