تبلیغات
خاطرات سپید من - برای دو دوست
درباره وبلاگ

من مسئول حرفی هستم که میزنم
نه چیزی که تو برداشت میکنی
مدیر وبلاگ : fa fa
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
* * آسایشگاه خیره کهریزک




خاطرات سپید من
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من
1389/08/18 :: : fa fa       

به نام خالق زیبایی ها

شب و روزتون بخیر

اول این كه این پست رو بنده یه حقیر  تقدیم میشه به 2 تا از دوستای خوبم

رایكای عزیز و پرشان عزیز 

امیدوارم اینو از من به عنوان یه یادگاری  بپذیرن و امیدوارم هیچ وقت

هیچ غمی نداشته باشن و به دركی قانع كننده و منطقی از مشكلات برسن

و اما ادامه.......

یه بازی یكی از دوستام تو وبش انجام داده بود به منم گفت انجام بده

منم دیدم از بی هیچی بهتره این شد كه  میبینید

 

1) اگر وبلاگتان آدم بود چه جنسیتی داشت ؟ دختر یا پسر ؟

 (این موضوع ربطی به جنسیت صاحب وبلاگ ندارد .)

خوب وبلاگ من دختره یعنی یه حس دخترانه در موردش دارم

2) وبلاگتان کدام یک از این دو نفر است ؟ خودتان یا فرزندتان ؟

فرزندمه  البته من یه فرزند دیگه هم دارم كه وبلاگ اولیمه یا بهتر بگم دختر اولیمه

این فرزند دوممه و واقعا هم دوسش دارم 

3) بدون توجه به مدت زمانی که از عمر وبلاگتان می گذرد ،

 وبلاگتان را در کدام مقطع از زندگی می بینید ؟

 کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، میانسالی یا پیری ؟

 سپید من همیشه یه كودك شاد و شیطو ن و سرزنده یه مثل مامانش  البته برعكس خیلی از موارد

كه فرزند به مادر چیزی یاد میده من دارم شاد زیستن و خندیدن به ریش دنیا رو از

دخترم یاد میگیرم  زنده باشی مادر

4) چهره ی وبلاگتان را بعنوان یک آدم تصور و توصیف کنید .

 از رنگ چشمها و قد و رنگ پوستش گرفته تا لباسهایش !

 (این مورد نیز هیچ ارتباطی با چهره و مشخصات صاحب وبلاگ ندارد .)

رنگ چشماش مشكیه  رنگ پوستش صورتیه دوتا دندون خرگوشی از پایین داره

موهاش هنوز بلند نشده خیلی نرم و نازه یه خورده موهاش خرماییه  وقتی میخنده

لپاش چال میوفته خیلی جیگر و تو دل برویه

5) به ترتیب بگویید مغز ، قلب ، دهان ، پا ، چشم و گوش وبلاگتان کدام

 قسمت های آن هستند ؟

مغزش آرشیو پستامو

قلبش كامنتای شمایه

دهانش آهنگ رویه وبمه(البته الان برش داشتم )

پاهاش آمار وبلاگمه

چشماش  لینكدونمیه

6) فرض کنید وبلاگتان می تواند ازدواج کند ! آنگاه با کدام وبلاگ ازدواج می کرد ؟!

(لطفاً از این قسمت سوءِ برداشت نشود .)

شوهر نمی دمش.  اوووووووووم

اگه شما هم سوالی در مورد دختر من و من دارین بپرسید با اسمتون

سوالو تو وبم طرح میكنم و جواب میدم

منتظر سوالاتون هستم

جاتون خالی رفته بودیم چند روزی نیشابور

عجب هوایی داشت واقعا  حظ حض حز حذ هض هظ هز هذ

 ( 2 نوع ه  ح داریم 4 نوع ظ ز ذ ض وجود داره انتظار دارین درست بنویسمش )

 كردم  یه كوچمولو هم سرما خوردم

  همون روز یكی از عزیزای دل زنگ زد گفت:

بد جور حوس موج های آبی كردم میای بریم

بعد هماهنگی های لازم و تهیه بلیط قرار بر این شد كه شنبه بریم

البته وقتی صدای گرفته و سرفه هامو شنید میخواست قیدشو بزنه

اما چون جفتمون كنكور قبول نشدیم برای این كه از دپسردگی

 جفتمون نتركیم  كنسلش نكردیم

آقا جاتون خالی رفتیم  خیلی هم خلوت بود هم خوش گذشت این قدر

خندیدیمجیغ زدیم كه دیگه صدامون در نمیومد

شده بودیم حزب باد هر جا یه گروه  سرو صدایی داشت و بزن و   بكوبی و

جیغ و فریادی ما دوتا وسط اونا بودیم مخصوصا تویه تونل رودخونه

ایقده خندیدیم كه ماهیچه های شكم بنده از بس

 منبسط (منبثت.منبصط.منبست منبثت....)

و منقبض(منقبذ منقبض منقبظ منقبذ منغبظ منغبذ ........) (انتظار بی جا)

شده بود درد گرفت. جونم براتون بگه از بس افتادیم تو آب و هی در اومدیم

و یخ كردیم و گرم شدیم بر شدت سرمای خورده شده

توسط بنده افزوده شد

 و منِ  پوست كلفت هی موهای بدنم سیخ سیخ میشد به روی خودم نمی اووردم و

از ساعت 10 صبح تا 6 عصر اون تو وولو بودیم  موقع رفتن كه گور بابای كاپشن

 یه لكچی سرمون كردیم و  مانتو به تن شلوار به پا  خدایا به سلامت ما رفتیم

موقع برگشتن چشمتون روز بد نبینه یك نموره بارون و هوا به شدت یخخخخ

كم مونده بود از یكی كاپشن گدایی كنم

جاتون خالی به قول آقای شوهر  سرپا هه رو خوردیم بد جور

تا اومدن دنبال حضرات این دندونام مثل خورد كن به هم میخورد

  اون موقع كه گرم بودیم هیچی حالیمون نبود

رفتیم خونه از كبودی  دستو پاهامون كه چیزی نمی گم

 و حتی نمی گم رو پله ها خوردم زمین

 از این میگم كه از هنجره یه این موجود سست بنیه صدا  در نمیومد 

 و  به روی خودمم نمی اوردم كه من سرما خوردم

 از خستگی زیاد و تحرك بیشتر زیاد وسط حال جفتمون ولوو شدیم

صبح شد .............

چشمام انگاری با چسب به هم  بسته شده  صدام از ته چاه هم در نمیاد

گلوم هم از شدت درد در حال مردنه

مادر بنده حاظره من انواع امراض بگیرم حاضره خار به پام بره اما سرما نخورم

 بس كه این بیماری برام خطر ناكه و موندگار

از صبح تا  شب مارو بست به آب لیمو شیرین و لیمو نرشو و لیمو تلخ و

ویتامن a و b و c و d و f  وووووووووو..... 

دم دمای غروب بودكه یه كم از درد بدنم كمتر شده بود رفتم سراغ یخچال 

دیدم یه بستنی هایپیرال بد جورداره چشمك میزنه

اما واقعا چشم سفیدی میخواست كه برم برش دارم و جلو مامانم بشینم بخورم

تا وقتی شب شد هی یكی مییگفت بخورم یكی میگفت نخورم

خلاصه  شب شد همه خوابیدن سكوت مطلق و وسوسه انگیزی حكم فرما بود

پتو مو مثل چادر سرم كردم و مثل دزدا رفتم سراغ یخچال

این ورو بگرداون ورو بگرد

نخیر خبری نبود داشتم نا امید میشدم كه در فریزر رو باز گردم                                                               سجده كردم خدا رو شكر گفتم كه  پیداش كردم

یواشكی برش داشتم تٌك پا تٌك پا رفتم تو اتاقم زیر همون

پتو بازش كردم و با دخترم سانی خانوم گل گلاب خوردمش چه حالی داد

اینم عكسی از صحنه جرم

بعد كوفت كردنش عذاب وجدان اومد سراغم

هی لیوانای آبمیوه و قرص و چیز میزایی كه مامان میزاشت جلوم

مثل فیلم از جلو چشای سفیدم رد میشد خجالت كشیدم

شرمنده شدم

 بستنی كوفتم شد

 و لی خیلی  در كل حال داد

بعد از بین بردن آثار جرم كپه مرگمو گذاشتم و تا صبح از گلو درد هیچ خبری نبود

و بیسار راحت به خواب رفتم

پایان حكایت شكموییه بنده

 چند تا سوتی به روایت تصویر

 

آدم امیدوار

به حق چیزای ندیده

این یارو واقعا خنگه ها

ای پدر سوخته منم تو بچگی از این كارا زیاد میكردم

ببخشید این  یكمی بی ادبیه

دوستون دارم

 رمان بامداد خمار رو همون روزا تموم كردم كلا 3 شب خوندنش طول كشید

 رمان یاسمین رو هم 2 شبه خوندم  بی نظیر بود

 تو نیشابور نزدیك خونمون یه كتابفروشی هست كتاب هم امانت میده هم

چون دست دوومه 40% تخفیف  كتاب یاسمین رو خردیم از 8500 ، 5000 تومن

 آرزویه آرشیو رمانهای خونده شدم با این كتابفروشی دست یافتنی میشه

 كامنت هام وقتی كم میشه خیلی دلسر میشم تنهام نزارین دلگرمم كنید

 این یكی دخترم هم به روزه دوست داشتین نگاش كنید   دربست جهنم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30